چگونگی تحصیل حضور قلب در نماز
چگونگی تحصیل حضور قلب در نماز
اولیای دین نسبت به حضور قلب در نماز،سفارش های بسیار داشته اند و گفته اند حقیقت نماز در همین حضور قلب و توجه به خدا خلاصه می شود و نماز که از حضور قلب،عاری و خالی باشد،اصولاً نماز نیست،حضرت علی(ع) در روایتی می فرمایند : « الالتفات فی الصلواة اختلاس من الشیطان؛توجه به غیر خدا کردن و خود را از یاد خدا غافل کردن،دستبردی است که شیطان به نمازگزار می زند.» «فایَاکم و الالتفات فی الصلوه،بنابراین بر شماست که از این دزدی برحذر باشید.» «فان الله تبارک و تعالی یقبل علی العبد اذا قام فی الصلوه؛هنگامی که نمازگزار به نماز می ایستد،خداوند به او توجه می کند.» «و اذا التفت قال الله تبارک و تعالی:یابن آدم عمن تلتفت؟ثلاثه؛هرگاه نمازگزار از یاد خدا غافل شود و حواس خودش را پرت کند و در خیالات خودش غرق شود،خداوند به او می فرماید:ای آدمی زاده!آیا می دانی به که پشت می کنی و توجه ات را از چه کسی برمی داری؟»
ممکن است این قضیه تا سه بار تکرار شود،یعنی نمازگزار پس از حواس پرتی اول با عنایت خدا به حالت توجه برگردد و بعد باز حواسش پرت شود و باز خداوند به او عنایت می کند و از او می خواهد که برگرددو برای بار سوم هم ،همین حالت تکرار می شود و با عنایت خدا به حالت توجه برگردد.
حال اگر نمازگزار،پس از پشت سر گذاشتن این مراحل برای بار چهارم از یاد خدا غافل شود،خداوند از او روی می گرداند و او را به حال خودش رها می کند،فاذا التفت بالرابعه اعرض الله عنه.
مانند این روایت،البته با شرح بیشتری از پیامبر خدا(ص) نیز نقل شده که آن حضرت فرمودند: «ایّما عبدٍ التفت فی صلوته قال الله:یا عبدی الی من تقصد و من تطلب؟هر بنده ای که در نماز،حواسش پرت شود و از یاد خدا غافل گردد و حضور قلب خودش را از دست بدهد،خداوند به او می گوید:ای بندۀ من!تو دنبال که می گردی!چه کسی را طلب می کنی؟چه می خواهی؟» «أرّبٍاً غیری ترید؛آیا به دنبال پروردگار دیگری هستی؟» «أو رقیباً سوای تطلب؛یا این که مراقب کس دیگری هستی و مراعات کس دیگری را می کنی؟» «أو جواداًخلای تبغی؟یا این که شخص دیگری را بخشنده می دانی و دنبال آن شخص هستی؟» «و أنا اکرم الاکرمین و أجود الاجودین و أفضل المعطین؛در حالی که من هستم که از همه گرامی ترم،من هستم که از همه بخشنده ترم و من هستم که از همهبرترم»، «اثیبک ثواباً لا یحصی قدره؛من به تو به اندازه ای پاداش میدهم که کسی نمی تواند آن را بشمارد»،«أقبل علیّ فانی الیک مقبل و ملائکتی علیک مقبول؛به من توجه کن که من و فرشتگان،همگی متوجه و مراقب تو هستیم.»
اگر بنده برگردد و به خدا توجه کند،گناه بی توجهی اش بخشیده می شود.«فان التفت ثانیهً اعاد الله مقالته؛اگر برای بار دوم،توجهش را از خدا برگرداند،باز خدا همان فرمایش ها را تکرار می کند،» «فان اقبل علی صلاته غفرالله له؛اگر نمازگزار برگردد و به خدا توجه کند،گناهش بخشیده می شود و اگر برای بار سوم،حواسش پرت شود،خداوند همان سخنان را تکرار می کند تا بنده برگرددو به او توجه کند و اگر برگردد و به خدا توجه کند،گناهش آمرزیده می شود؛ولی اگر برای بار چهارم،حواسش پرت شود،«اعرض الله عنه و اعرضت الملائکه عنه و یقول ولیّتک یا عبدی إلی ما تولیت؛خداوند از نمازگزار روی بر میگرداند و فرشتگان هم از او روی گردان می شوند و خداوند می فرماید:ای بندۀ من!تو را به همان چیز و کسی که رو کردی،واگذار نمودم-مستدرک الوسایل،ج3،ص34»
نظیر این دو روایت در جوامع روایی ما(چه شیعه و چه سنی)فراوان است و اولیای دین خواسته اند با این فرمایش ها بگویند،اصل نماز،توجه به ملکوت،ماهیت آن،حضور قلب و فلسفه اش،تمرکز،توحد و توجه به خداست،نمازی که از این جوهره بی بهره است،خم و راست شدن بی خاصیت است،نمازی که از این اکسیر محروم است،نه تنها عبادت نیست مایۀ نزدیکی به خدا نمی شود؛بلکه خود گناه و مایۀ دوری از خداست.
عارف برای ایجاد تمرکز،توحد و رهایی از پراکندگی باید این مطالب را جدی بگیرد و برای سیر به ملکوت و عروج به عالم قدس و جبروت،قدر این نعمت الهی را بداند و آن را کفران نکند.
اکنون خوب است بدانیم چگونه در نماز،حضور قلب خود را حفظ کنیم و از خطورات قلبی و خیالات جلوگیری کنیم؟آیا راهی برای این کار وجود دارد؟باید بگوییم آری راهی هست؛ولی شروطی دارد،شرط اولش این است که شخص در این امر جدی باشد و با جدیت کار را دنبال کند با آسان گرفتن و اهمیت ندادن،کار درست نمی شود؛بلکه باید جدی بود.
شرط دوم آن است که بدانیم چیرگی بر نفس و خطورات،کار مشکلی است و هر کار مشکلی،نیازمند به پایداری،پشتکار و پی گیری است،این گونه نیست که مطلوب آنی باشد و در یک چشم بر هم زدن بدست آید،مطلوب امری تدریجی است که باید کم کم آن را به دست آورداز این رو نباید خسته و ناامید شد و کار را رها کرد.
شرط سوم هم،این است که برای رسیدن به هدف باید دست توسل به سوی امام معصوم دراز کرد و از همت او کمک گرفت.
اما اکنون با توجه به این شرایط،کسی که می خواهد در نماز،حواسش جمع باشد و با حضور قلب نماز بخواند،لازم است،دست کم هر ماه یک بار اخبار و روایات مربوط به حضور قلب را در نماز مرور کند تا اهمیت مسئله از یادش نرود.
در گام بعدی برای خواندن نماز انتظار بکشد،شتابزده بدون طی کردن مقدمات،وارد نماز نشود. از هنگامی که وضو می گیرد،باید خودش را آماده کند و وضو را با آداب و ادعیه ای که وارد شده بگیرد که هر کدام از آن دعاها در رسیدن به هدف مؤثر است و پیش از اقامۀ نماز قدری بنشیند و با توجه بلند شود و به نماز بایستد و با آرامش اذان و اقامه،سپس تکبیرات افتتاحیه را بگوید و وارد نماز شود.
سپس در حال خواندن نماز،تمرکز را از محسوسات شروع کند،هنگام قرائت،چشمش را به جای سجده بدوزد،هنگام رکوع به میان دو گام بنگرد و در سجده به نوک بینی و در تشهد به ران های خود نگاه کند که این آداب هر کدام به نوعی،تمرین تمرکز است و دربارۀ دیگر حواس هم،باید همین طور عمل کند،یعنی جایی را برای نماز خواندن بگزیند که قوای سامعه،شامّه،لامسه به امور غیر عادی مشغول نگردند.
همچنین شخص نمازگزار لازم است به مفهوم الفاظی که در حالت نماز بر زبان جاری می کند توجه کند که این سفارش ها اگر جدی گرفته شود و شخص پشتکار داشته باشد،بدون تردید نتایج مطلوبی به دست خواهد آمد.
منبع :ریاضت در عرف عرفان،استاد حسن رمضانی خراسانی،ص98-95
تهیه و تنظیم : محسن سپهوند
هو