ماهیت واقعی گناه
ماهیّت گناه
در عالم،هر چیز ظاهر و مُلکی دارد که با حواس ظاهری انسان قابل درک است و باطن و ملکوتی دارد که از حواسّ ظاهری پوشیده و با ادراکات باطنی انسان قابل احساس می باشد.چنانکه قرآن کریم برای تمامی موجودات عالم،هم مُلکی قائل است که در ید قدرت الهی قرار دارد،و هم ملکوتی،که آن نیز تحت قدرت الهی است.کارهای انسان و از جمله معاصی او نیز ظاهر و مُلکی دارد،که از حواسّ ظاهری انسان پوشیده است و تنها با بیدار شدن باطن انسان از راه نایل شدن به موت و فعال شدن ادراکات باطنی،احساس می شود،خواه موت اضطراری که همزمان با فوت برای تمامی انسان ها حاصل می شود،و خواه موت اختیاری،که در حین زندگی دنیوی برای کسانی که از راه تهذیب نفس،از دنیا قطع تعلّق و دلبستگی می کنند،حاصل می گردد.
ظاهر معاصی همان لذّت ها و شیرینی های نفسانی و جسمانی است که با حواسّ ظاهری احساس می شوند،اما باطن گناهان،که از حواسّ ظاهری پوشیده اند،آتش،کثافات،سموم و حمیم است.چنانکه قرآن کریم آنچه را شخص معصیت کار با غصب ظالمانۀ اموال یتیمان به دست آورده است و می خورد،یا آنچه را از راه کتمان آیات الهی به بهایی اندک کسب کرده و به خوردن آن مشغول است،جز آتش که به معده ی او وارد می شود ،چیزی نمی داند.گناهکاران،که پیش از نیل به موت،تنها حواس ظاهریشان کار می کند و از اینکه اشیاء و افعال،باطنی دارند،غافلند؛آنچه در دنیا حس می کنند،لذایذ و شیرینی گناه است،اما پس از فوت،که به موت نایل و ادراکات باطنیشان فعّال و بیدار می شود،سوزندگی آتشی را که در دنیا خورده اند،احساس می کنند و شعله های آن را که تمامی وجودشان را در بر گرفته است،مشاهده خواهند کرد و این در حالی است که پیش از فوت نیز این آتش آنها را در بر گرفته بود،امّا آن را احساس نمی کردند.چنانکه قرآن کریم به همین واقعیت در مورد کافران تصریح نموده است.
بر اساس آنچه گفته شد،می توان به این حقیقت پی برد که پاداش و کیفری که اشخاص در آخرت با آن مواجهند،چیزی جز باطن و ملکوت همان اعمال و اخلاق،روحیّات و افکار،و عقاید و ایمانی که در دنیا کسب کرده اند،نیست.قرآن کریم بر این امر بارها تصریح و تأکید نموده است.
بنابراین تمامی عذاب های اخروی که آیات و احادیث بیان کرده اند،از آتش،زَقوم،حَمیم و غِِسلین گرفته تا دیگر عذاب ها،همه باطنِ معصیت هایی است که ظاهری جذّاب،شیرین و فریبنده دارند؛همچون سم مهلکی که درون شیرینی خوشمزه ای تعبیه شده است.
پی بردن به ماهیّت واقعی گناه که در پشت پرده ی نازک و ناپایدار فریبنده ی آن قرار دارد،یکی از عوامل مهم انزجار،بیزاری،فاصله گرفتن و فراری شدن از گناهان است.
منبع : کتاب شراب طهور،نوشتۀ مهدی طیب،ص69 و 70
تهیه و تنظیم : یار آشنا
http://baorafa.blogfa.com/
3نصیحت طلایی از سه معصوم(علیهم السلام)
چهل حدیث از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)
توصیههای شیخ حسنعلی نخودکی برای علاقمندان به سلوک الی الله
حکایتی زیبا از گلستان سعدی
پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه بدر آمد و همراه ما شد و معلومی نداشت و خرامان همیرفت و میگفت
نه به استر بر سوارم نه چه اشتر زیر بارم نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم
غم موجود و پریشانی معدوم ندارم نفسی میزنم آسوده و عمری میگذارم
اشتر سواری گفتش ای درویش کجا میروی برگرد که به سختی بمیری نشنید و قدم در بیابان نهاد و برفت چون به نخله محمود در رسیدیم توانگر را اجل فرا رسید درویش به بالینش فراز آمد و گفت ما به سختی بنمردیم و تو بر بختی بمردی
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست چون روز آمد بمرد و بیمار بزیست
ای بسا اسب تیز رو که بماند که خر لنگ جان بمنزل برد
بس که در خاک تندرستان را دفن کردیم و زخم خورده نمرد
درجات مردم - روایت عبدالعزیز قَراطیسی
علامه طهرانی رحمه الله رحمه واسعه در کتاب شریف روح مجرد میفرمایند:حضرت آقا(مرحوم حاج سيد هاشم حداد) كراراً و مراراً ديده شد كه روايت عبدالعزيز قَراطيسي را براي رفقا قرائت مينمودند؛ كه حتماً بايد اين راه با رفق و مدارا طيّ شود، أعمال سخت و سنگين سالك را ميكُشد و نفس وي را ميشكند، بطوريكه ديگر قادر بر حركت نميباشد، عيناً مانند مسافر پا شكسته؛ وي چگونه ميتواند بيابان را طيّ كند؟!
اين روايت را كلينيّ در «اصول كافي» نقل كرده است و عين مضمونش اينستكه: عبدالعزيز قَراطيسي روايت كرده كه قَالَ لِي أَبُو عَبْدِاللَهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ:
يَا عَبْدَ الْعَزِيزِ! إنَّ الإيمَانَ عَشْرُ دَرَجَاتٍ بِمَنْزِلَةِ السُّلَّمِ يُصْعَدُ مِنْهُ مَرْقَاةً بَعْدَ مَرْقَاةٍ وَ لَا يَقُولَنَّ صَاحِبُ الاِثْنَيْنِ لِصَاحِبِ الْوَاحِدِ: لَسْتَ عَلَي شَيْءٍ! حَتَّي يَنْتَهِيَ إلَي الْعَاشِرِ.
فَلَا تُسْقِطْ مَنْ هُوَ دُونَكَ فَيُسْقِطَكَ مَنْ هُوَ فَوْقَكَ. وَ إذَا رَأَيْتَ مَنْ هُوَ أَسْفَلُ مِنْكَ بِدَرَجَةٍ فَارْفَعْهُ إلَيْكَ بِرِفْقٍ، وَ لَا تَحْمِلَنَّ عَلَيْهِ مَا لَا يُطِيقُ فَتَكْسِرَهُ! فَإنَّ مَنْ كَسَرَ مُؤْمِنًا فَعَلَيْهِ جَبْرُهُ.

«حضرت صادق عليه السّلام به من گفتند: اي عبدالعزيز! ايمان ده درجه دارد مثل نردبان كه بايد از آن پلّهپلّه يكي پس از ديگري بالا رفت. نبايد كسي كه داراي دو درجۀ از ايمانست به آنكه داراي يك درجۀ از ايمانست بگويد: تو داراي منزلت و مقامي از ايمان نميباشي! و همينطور درجه به درجه تا برسد به درجۀ دهم.
و نبايد تو ساقط كني و از ارزش بيندازي آن كس را كه پائينتر از تست؛ كه در اينصورت ساقط ميكند و از ارزش مياندازد تو را آن كس كه بالاتر از تست!
و چون نگريستي كسي را كه پائينتر از تست، بايد وي را با رفق و ملايمت به سوي خود بالا بري؛ و بر او تحميل ننمائي گفتاري و مطلبي را كه طاقت آنرا نداشته باشد كه در اينصورت او را خواهي شكست! و كسي كه مؤمني را بشكند، بر عهدۀ اوست زخم بندي و التيام شكستگي استخوانهايش.»
جَبر به معني شكسته بندي است، و جابر و جبّار به شكسته بند ميگويند. يعني كسيكه موجب شكستگي و ضعف و ترديد و شكّ در ايمان مؤمني گردد، بواسطۀ إلقاء مطالب سنگين توحيدي و أسرار إلهيّه كه وي طاقت تحمّل و ادراكش را نداشته باشد، بر عهدۀ اوست كه جبران كند و آنقدر رنج و زحمت بر خود تحمّل نمايد تا رفع شبهه گردد؛ و گرنه در روز بازپسين وي را قاتل يا جارِح به حساب آورده و مطالبۀ ديه از او ميكنند.
http://entezari63.blogfa.com
متن بیانات ایت الله شوشتری در حرم امام رضا علیه السلام
متن بیانات استاد معظّم حضرت آیت الله شوشتری (حفظه الله)
در حرم مطهر حضرت امام علیّ بن موسی الرّضا (ع)
شعبان 1390

6 روایت از دستورالعمل مرحوم نخودکی به امام خمینی
کمال اخلاص پیدا نمی شود مگر با محبت

عالم ربّانی حضرت آیت الله حاج سید حسین یعقوبی قائنی (حفظه الله) در کتاب شریف سفینه الصّادقین می فرمایند :
"کرامات و کارهای خارق العاده هیچ کدام نمی تواند برای انسان اسباب دلخوشی باشد ؛ زیرا اینها به خودی خود دلیل قرب انسان به خداوند متعال نیست. بلعم باعورا با اینکه اسم اعظم داشت و دعایش مستجاب بود ، ولی عاقبتش به گمراهی انجامید و مورد غضب الهی قرار گرفت . پس به این چیزها نمی توان اعتماد کرد . استاد ما آقای ا
استاد ما آقای انصاری قدس سره می فرمودند : تنها دو چیز است که اگر سالک آن را در خود یافت می تواند به آن دلخوش و امیدوار شود : یکی محبت و دیگری اخلاص. اگر انسان در کارهایش اخلاص دید و در قلبش نسبت به خدای متعال محبت یافت ، جای دلخوشی است .
میزان قُرب انسان به خدای متعال به محبت او است . اگر خداوند ذره ای محبت عطا کند همه ی کارها آسان می شود . و در واقع اخلاص هم به معنای حقیقی آن از غیر محب ساخته نیست ؛ زیرا تا انسان حبّ نفس را دارد نمی تواند برای خدا کار کند . اگر خدا را هم بخواهد برای خودش می خواهد ، اما اگر محبت خداوند نصیب کسی شود اول قدم او این است که پا روی خودش میگذارد و دیگر خودش را نمی بیند و طالب چیزی جز او نیست . آن وقت تمام اعمال او خالص و برای خدا می شود . پس کمال اخلاص هم پیدا نمی شود مگر با محبت .
مداحان معاصر توجه چندانی به اسناد مطالب منقول ندارند
از بیانات استاد عبدالقائم شوشتری در مورد دعای جوشن کبیر
به شب های عزا، شب عزیز نگوییم

به شب های عزا، شب عزیز نگوییم
بگوییم : شب های بزرگ
استاد فاطمی نیا: دقت دارید که من به شب های عزا میگویم شب بزرگ نمیگویم شب عزیز، چون عوام ها به این شبها میگویند شب عزیز! این شب ها بزرگ است آقا، عزیز چیه؟! من خیلی ناراحات میشوم شب عاشورا میگویند شب عزیز! شب عاشورا، شب شومی است، کجا شب عزیز است؟! فردا خاک ریخته بر سر مسلمین، خاک یتیمی، آنوقت عزیز بشود؟! کجاش عزیز است، این شب ها، شب های مهمی هستند، شب های میلاد شب های عزیز هستند، مثل شب غدیر.
-متاسفانه علی رغم این که، این تذکرات بارها از صدا و سیما هم پخش شده است، باز هم بسیار شاهد این هستیم که مجریان از این لفظ درمورد شب های عزا استفاده می کنند که به کار بردن این لفظ آن هم توسط شیعیان بسیار زشت است. لازم است برنامه سازان توجه بیشتری به این نکته داشته باشند و مجریان را در این زمینه توجیه کنند.
اخلاق خودت را در خانواده درست نکردی و فکر عارف شدنی؟!
اخلاق خودت را در خانواده درست نکردی و فکر عارف شدنی؟!
استاد فاطمی نیـا:
برخیها هنــوز اخلاق خود را در خانـه درست نکردهانــد به فکر عارف و سالک شدن افتادهانــد.
باید اخلاق و عرفان و سلوک را از خانـه آغاز کــرد.
نهی از اعتراف به گناهان نزد مخلوق
نهی از اعتراف به گناهان نزد مخلوق
استاد فاطمی نیا:بعضی ها می آیند به مردم میگویند که من یک وقتی فلان گناه را مرتکب شده ام، پشیمان است ها، ولی اصلا چرا می آیی میگویی؟!روایت داریم یک نفر آمد در محضر حضرت سید انبیاء ایستاد گفت که یا رسول الله من زنا کردم، حضرت صورتش را برگرداند که یعنی من نشنیده ام، رفت از آن طرف آمد گفت آقا من زنا کردم حضرت باز صورت مبارکش را برگردوند، رفت از طرف سوم و بالاخره از طرف چهارم آمد، آخر حضرت فرمود: از این مردم تعجب میکنم که خدا عیوب اینها را پرده کشیده است خودشان به دست خودشان عیبشان را فاش میکنند!
چی کار داری بنده خدا، گناهی کردی، پشیمانی، ناراحتی، توبه کن خدای متعال میبخشد اصلا خدا دوست ندارد مومنین لکه دار شوند، شیوه خدا این است که همیشه زیبایی ها را ظاهر میکند، قبیح ها را میپوشاند، از دعاهای خیلی عظیم القدر است که میفرماید: "یا من اظهرالجمیل" ای خدایی که زیبا را ظاهر میکند و "ستر القبیح" قبیح را میپوشاند. الان شما ببینید همه ما در اجتماع یک آبرویی داریم، چرا داریم؟ برای اینکه خدا زیبایی های ما را ظاهر کرده است، اگر خدا بدی های ما را ظاهر میکرد، آیا ما این آبرو را داشتیم؟ یا در دعای کمیل میخوانید که می فرماید: "کم من قبیح سترته" خدایا من چه قدر قبیح داشتم که تو پوشاندی "و کم من ثناء الجمیل لست اهل له نشرته" آدم از این کرم، اکرم اکرمین باید عمری شرمنده بشود.
ببینید شما، اگر من و امثال من از کسی چیزی بدانیم میرویم آن را میگوییم یک چیزی هم میگذاریم رویش، اما خدا قبایحی را از ما می داند که می پوشاند یک آرایشی هم میدهد که می توانیم زنگی کنیم.طرف خوابیده تا دم آفتاب، نماز صبحش قضاست اما بر زبان ها انداخته که این نماز شبش ترک نمی شود!عجب خدایی، عجب کرمی "کم من قبیح سترته" فقط این نیست که قبیح را بپوشاند "و کم من ثناء الجمیل لست اهل له نشرته" چقدر ثناء جمیل برای من منشتر ساختی.
شیعیان صاحب دارند
شیعیان صاحب دارند
استاد فاطمی نیا:علامه مجلسی رضوان الله علیه در بحار حدیثی آورده است من این حدیث را در اصفهان روی منبر گفتم، از منبر آمدم پایین یک آقایی آمد گفت یک خانوم آلمانی شش سال است مسلمان شده است، پدر و مادر و کسانش طردش کرده اند، نامه می نویسد، نامه اش را نمی خوانند دوباره به طرف ایران برمی گردانند، خلاصه گفته در این شش سال امروز برای اولین بار من پای منبر فلانی خندیدم، یعنی بنده، فارسی هم بلد بود.
خلاصه آن آقا هم همسر آن خانوم بود، گفت من این را دو دقیقه بیارم پیش شما خودش بگوید، عصری این خانوم با همسر ایرانیش آمد پیش من، آمد با من حرف بزند دیدم گریه اش گرفت، هم می خندید هم گریه میکرد، گفت به خدا من گفتم اسلام می خواهم، پدر و مادرم طردم کردند، نامه می نویسم جواب نمی دهند، خیال کردم به اسلام آمدم صاحب ندارم امروز فهمیدم صاحب دارم و بعد از شش سال خندیدم.
و آن حدیث این بود، مجلسی می نویسد که یک خانومی بود زمان امام صادق علیه السلام، شوهرش رفت مسافرت و بنده خدا در آن سفر از دنیا رفت. این زن ناراحت بود و گریه می کرد، حضرت صادق صلوات الله علیه او را دلداری داد، فرمود: صبر کن آرام باش، این زن برگشت گفت یابن رسول الله "انما ابکی لانه مات فی الغربه" برای این گریه می کنم که او در غربت مرده است، حضرت فرمود:مگر شوهرت شیعه نبود؟ زن گفت بله، حضرت فرمود: پس ما کی هستیم؟ با وجود ما او غریب نیست.
گاهی یک اخم کردن به پدر و مادر انسان را 100 سال عقب نگه می دارد
گاهی یک اخم کردن به پدر و مادر انسان را صد سال عقب نگه می دارد
استاد فاطمی نیا:"گاهی یک اخم کردن به مادر صد سال عقب نگرد می دارد، کجای کاری؟! یک اخم به مادر، یک اخم به پدر نمی گذارد اصلا پیش بروی! حدیث داریم، خودت را بکشی، "قل للعاقه افعل ما شئت. البته حرف زیاد است، می گوید که مثلا پدرم نماز نمی خواند، خب می گویم حالا برو نصیحتش کن، حالا نشد بازهم مودب باش، وقتی می رسی مثل اینکه یهودی را داری می بینی، ساکت باش، حدیث است دیگر ،و ان جالسک یهودی فأحسن مجالسته."
-البته گفتی است نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که عاق والدین صرفا به این معنا نیست که پدر و مادر به قدری از فرزند عاصی شوند که به زبان بگویند عاقت کردم، این حد بالای آن است، عاق به معنای ناراضی بودن پدر و مادر از فرزند است یعنی همین که رفتار فرزند طوری باشد که موجب رنجش و نارضایتی پدر و مادر شود عاق والدین است و این عاق بودن تا هنگامی است که پدر و مادر از او راضی شوند.
استاد فاطمی نیا در این باره می فرمایند:"هنوز بسیاری از جوان های مابا این که آدم های خوب و متدیّن و چه بسا اهل نماز شب و مستحبات هم هستند، اما معنای عقوق والدین را نفهمیده اند! خیلی ها فکر می کنند عقوق والدین که از گناهان کبیره است و باعث سقوط و هلاکت معنوی انسان می شود فقط این است که خدای نکرده به پدر و مادر فحش و ناسزا داد، یا آنان را مورد ضرب و شتم قرار داد! نمی دانند که عاق والدین شدن مراتب دارد،همین که یک سخن نیمه تلخ هم به آنان بگویی،عاق والدین شده ای!"
همچنین گفتنی است در روایت داریم که ممکن است پدر و مادر فردی در زمان حیات از او راضی باشند ولی بعد از مرگ به خاطر اینکه به فکرشان نیست (ابتدا با ادا کردن حق الله و حق الناسی که به گردنشان مانده و بعد با خیرات و مبرات و تلاوت قرآن و دعا برایشان) عاق شود و برعکس ممکن است کسی در زمان حیاط پدر و مادرش عاق والدین باشد ولی پس از مرگشان به خاطر اینکه به فکرشان است(در مرحله اول با ادا کردن حق الله و حق الناسی که به گردنشان است و بعد با خیرات و مبرات و تلاوت قرآن و دعایی که برایشان می کند) از او راضی شوند.
/http://a-fateminiya.blogfa.com/
هرچه کتاب تعبیر خواب داریم بریزید رودخانه!
هرچه کتاب تعبیر خواب داریم بریزید رودخانه!
استاد فاطمی نیا:هرچه کتاب تعبیر خواب داریم، فارسی، عربی بریزید آب رودخانه! چون یک دانه کتاب تعبیر معتبر تا این ساعت که من خدمت شما نشسته ام چاپ نشده است. نه عربی نه فارسی، این کتاب ها جز اینکه آدم را وسواسی کنند، آدم را گرفتار به مالیخولیا کنند، آدم سرگردان بشود، عصبی بشود، افسرده شود بیفتد یک گوشه ای هیچ ثمره ی دیگری ندارد.
آی روغن بادام دیدی بابات اینطور می شود، روغن بنفشه دیدی مادرت چگونه می شود، اگر دندان بالایت بیفتد از فامیل های پدرت می میرند، از پایین بیفتد از فامیل های مادرت می میرند، اینها چیه؟! این ها مزخرفات است، تعبیر افتادن دندان در خواب اصلاح اخلاق است، هرکس دید دندانش افتاده است اخلاقش خوب می شود، یادتان باشد.
علم تعبیر اصلا این حرف ها نیست، علم تعبیر یک چیزی است که خدا باید بدهد، اصلا در جا داده می شود، همانجا که شخص دارد خوابش را میگوید خدا عنایت می کند آن شخص خواب را تعبیر می کند.
مذمت قطع سخن ديگران
مذمت قطع سخن ديگران
استاد فاطمي نيا در مذمت قطع سخن ديگران مي فرمايند: نمي دانم ما چرا اين طور هستيم. زنديق به فردي مي گويند که به هيچ چيز معتقد نباشد. يعني فوق کافر است. کافر داريم که بعضي مسائل را قبول دارد ولي زنديق کسي است که هيچ اعتقادي ندارد. زنديق ها نقل کرده اند که ما مي رفتيم با امام صادق (ع) بحث مي کرديم؛ ايشان به قدري زيبا گوش مي داد که فکر مي کرديم در بحث ايشان را محکوم کرده ايم. حرف ما که تمام مي شد ايشان سرشان را بالا مي آوردند همه بافته هاي ما را با يک جمله نقض مي کردند.
اما ما در برادري و خواهري مان حاضر نيستيم به حرف يکديگر گوش بديم. صبر کن! شکر توي کلامت! اين شکر اين جا به چه دردي مي خورد؟ بيچاره زحمت کشيده، انرژي صرف کرده مي خواهد نتيجه بگيرد بعد بگوييم شکر توي کلامت! يا وسط بحث اگر از يک جمله خوشش نيايد مي پرد وسط حرف. آقا جان کمي صبر کنيد! به خدا معلومات به دست آوردن به اين راحتي ها نيست.
-گفتنی است یکی از صفاتی که برای امام رضا علیه السلام که قرار است ما شیعه و پیروی آن حضرت باشیم، نقل شده است این است که "آن حضرت هیچ گاه سخن کسی را قطع نمی کرد."
بیانات حضرت استاد آیت الله شوشتری در جلسه مورخ 92/4/1
بیانات استاد معظّم حضرت آیت الله شوشتری(حفظه الله) در شب سوم رمضان 1434
این دعا را اول صبح به فارسی یا عربی بگویید
-در حدیث داریم که از پیامبر اکرم صل الله علیه و اله پرسیدند در شب قدر چه بخواهیم ؟ ایشان فرمودند: «عافیت بخواهید.»
پس بهترین دعا برای خود و دیگران در شب های قدر طلب عافیت است.
همچنین ایشون درباره عافیت خواستن می فرمودند" همه دعا ها را به همراه عافیت بخواهید."
همچنین می فرمودند :
http://a-fateminiya.blogfa.com
یک خشم فرو خوردن آدم را از هزار رکعت نماز زودتر به خدا می رساند
سحرخیز باشید كه روزى ها تقسیم مىشود
در محضر استاد حاج شیخ عبدالقائم شوشتری
در محضر استاد حاج شیخ عبدالقائم شوشتری
- عید غدیر،فرصت مناسبی است.برای هر سالکی برای هر مؤمنی لازم است که سیم های خودش را به دستگاه ولایت متصل کند.مولای متقیان امیرمؤمنان هستند.
- هیچ کس به خدا نمی رسد،مگر اینکه از امیرالمؤمنین علی علیه السلام جواز بگیرد.
- مسلمانِ شیعهِ سالک،همه روزه باید با حضرت امام حسین علیه السلام تجدید عهدی داشته باشد و اگر برای برقراری ارتباط،زیارت عاشورا را انتخاب کند بسیار مناسب است.
- سعی کنید در مراسم شهادت ائمه اطهار علیهم السلام شرکت کنید ولو پنج دقیقه و در صورت امکان،خدمتی کنید.
- برای نفی خواطر،هیچ راهی جز و بهتر از استغاثه به حضرت امام عصر علیه السلام نیست و برای استغاثه نماز « سلام الله الکاما التام » خوب است.
- بنده یک صفحه از کتاب صحیفۀ سجادیه را با تمام کتب عرفانی و قلسفی عوض نمی کنم.
- مولا علی علیه السلام اولین کسی است که سجده شکر کرد پس به آن حضرت اقتداء کنید و سجده شکر به جا بیاورید.
- برای اینکه با حضرت ارتباط داشته باشید این موارد را رعایت کنید:
1. تقوی
2. عشق و علاقه وافر به حضرت
3. یاد مدام به خصوص قبل از خواب
- امام زمان علیه السلام بزرگواری است که به هر کس نگاه کند مشکلات معنوی و مادی او را حل می کند.گرچه :
گفته بودم چو بیائی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
- صلوات بهترین گنجی است که قدرش را نمی دانیم.
- مولا علی علیه السلام مغز قرآن است.
- راه محبت مولا علی علیه السلام ، راه هزار ساعته را یک ساعته پیدا می کند.
- اگر محبت مولا علی علیه السلام نباشد،هیچ عملی از انسان پذیرفته نمی شود.
- ذات پیامبر و علی علیه السلام آیینه ای است که تمام حق در او به نمایش در آمده است.
- عصر جمعه،عصر با فضیلتی است و ساعت آخرش به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تعلق دارد و در این ساعات،چند عبادت می شود به جا آورد که فضیلت دارند.خواندن دعای سمات ، خواندن دعای شریف عشرات است که بسیار با فضیلت است.خواندن دعای حضرت حجت علیه السلام است منقول از حضرت رضا علیه السلام در مفاتیح الجنان امر چهارم دعای ندبه است،یکی هم صلوات ابوالحسن ضرّاب اصفهانی است.
منبع : خرمن معرفت، ص181-177
تهیه و تنظیم : یار آشنا
http://baorafa.blogfa.com/
مغرور به شفاعت شافعان علیهم السلام مباش
ای سالک ! نه مأیوس باش و نه مغرور
مغرور به شفاعت شافعان علیهم السلام مباش
حضرت امام خمینی (ره) در نامه ای به فرزندشان سید احمد خمینی فرمودند:
پسرم! گناهان را،هر چند کوچک به نظرت باشند،سبک مشمار « اُنظر الی مَن عَصَیت - بنگر چه کسی را نافرمانی می کنی » و با این نظر،همۀ گناهان، بزرگ و کبیره است.به هیچ چیز مغرور مشو و خدای تبارک و تعالی را که همه چیز اوست،و اگر عنایت رحمانیش از موجودات سراسر عالم وجود لحظه ای منقطع شود،اثری حتی از انبیاء مرسلین و ملائکه مقربین باقی نخواهد ماند،جون همه عالم جلوۀ رحمانیت او - جلّ و علا - است،و رحمت رحمانی او - جلّ و علا - به طور مستمر (با کوتاهی لفظ و تدبیر)مبقی نظام وجود است «ولا تکرار فی تجلّیه جلّ و علا» و گاهی تعبیر شود از آن به بسط و قبض فیض علی سبیل الاستمرار.در هر حال حضور او را فراموش مکن و مغرور به رحمت او مباش،چنانکه مأیوس نباید باشی،و مغرور به شفاعت شافعان علیهم السلام مباش که همۀ آنها موازین الهی دارد،و ما از آنها بی خبریم.مطالعه در ادعیۀ معصومین علیهم السلام و سوز و گداز آنان از خوف حق و عذاب او سرلوحۀ افکار و رفتارت باشد.
هواهای نفسانی و شیطانیِ نفس امّاره ما را به غرور وامیدارد و از این راه به هلاکت می کشاند.
منبع : برگرفته از نامه ی حضرت امام خمینی به فرزند گرامیشان سید احمد خمینی،نوشته شده در تاریخ 26 تیر 63،
چاپ شده در کتاب نقطه عطف
تهیه و تنظیم : یار آشنا
http://baorafa.blogfa.com/
برای به دست آوردن مقامات مادی و معنوی دست و پا نزن
برای به دست آوردن مقامات مادی و معنوی دست و پا نزن
حضرت امام خمینی (ره) در نامه ای به فرزندشان سید احمد خمینی می فرمایند:
پسرم! نه گوشه گیری صوفیانه دلیلِ پیوستن به حق است،و نه ورود در جامعه و تشکیل حکومت،شاهد گسستن از حق.میزان در اعمال انگیزه های آنهاست.
چه بسا عابد و زاهدی که گرفتار دام ابلیس است و آن دام گستر،با آنچه مناسب او است،چه خودبینی و خودخواهی و غرور و بزرگ بینی و تحقیر خلق الله و شرک خفی و امثال آنها،او را از حق دور و به شرک می کشاند و چه بسا متصدّی امور حکومت که با انگیزۀ الهی به معدن قرب حق نائل شود... پس میزان عرفان و حرمان،انگیزه است.
هرقدر انگیزه ها به نور فطرت نزدیک تر باشد و از حُجُب ، حتی حُجُب نور وارسته تر،به مبدأ نور وابسته ترند،تا آنجا که سخن از وابستگی نیز کفر است.
پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورتِ خدمت به خلق است شانه خالی مکن،که تاخت و تاز شیطان در این میدان،کمتر از میدان تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست،و دست و پا برای به دست آوردن مقام،هر چه باشد،چه مقام معنوی و چه مادی مزن،به عذر آن که می خواهم به معارف الهی نزدیک شوم،یا خدمت به عبادالله نمایم،که توجه به آن از شیطان است،چه رسد که کوشش برای به دست آوردن آن.
منبع : برگرفته از نامه ی حضرت امام خمینی به فرزند گرامیشان سید احمد خمینی،نوشته شده در تاریخ 26 تیر 63،
چاپ شده در کتاب نقطه عطف
تهیه و تنظیم : یار آشنا
http://baorafa.blogfa.com/
حاصل برتری جویی ها از دید امام خمینی (ره) :
حاصل برتری جویی ها از دید امام خمینی (ره) :
حضرت امام خمینی (ره) در نامه ای به فرزندشان سید احمد خمینی می فرمایند:
... و این رنج رقابت در همۀ اقشار هست،از ثروتمند و قدرتمند گرفته تا طبقات دیگر،لکن هر چه بالا برود به همان اندازه درد و رنج رقابت بالا می رود،و آنچه مایۀ نجات انسان ها و آرامش قلوب است وارستگی و گسستگی از دنیا و تعلقات آن است که با ذکر و یاد دائمی خدای متعال حاصل می شود.
آنان که در صدد برتری ها به هر نحو هستند،چه برتری در علوم،حتی الهی آن،یا در قدرت و شهرت و ثروت،کوشش در افزایش رنج خود می کنند.
وارستگان از قیود مادّی که خود را از این دام ابلیس تا حدودی نجات داده اند،در همین دنیا در سعادت و بهشت رحمتند.
منبع : برگرفته از نامه ی حضرت امام خمینی به فرزند گرامیشان سید احمد خمینی،نوشته شده در تاریخ 26 تیر 63،
چاپ شده در کتاب نقطه عطف
تهیه و تنظیم : یار آشنا
http://baorafa.blogfa.com/
آنچه در عرفان عملی مهم است
آنچه در عرفان عملی مهم است
علامه حسن زادۀ آملی می فرمایند :
آن چه در عرفان عملی مهم است سه چیز است :
۱ : طهارت و دوام آن
۲ : همّت
۳ : استقامت
منبع : صراط سلوک،ص۳۷
تهیه و تنظیم : یار آشنا






هو