11- دزدی در خانۀ عارفی

در احوال یکی از بزرکان آمده است که شبی در صحن خانه به عبادت باری تعالی مشغول بود.دزدی برای بردن اثاثیۀ به خانه اش آمد.وی غرق در راز و نیاز با خداوند عزوجلّ بود.دزد چیزی برداشت.خواست از در خارج شود در بسته شد.برگشت آن شیء را به جای خود گذاشت و دوباره به در نزدیک شد.در باز شد.مجدداً اثاثیه را برداشت که خارج شود مسدود گشت و این عمل چند مرتبه تکرار شد.ندائی آمد که ای فلان اگر یک دوست از خود بی خود است دوست دیگر هشیار و بیدار است.

12-
همه را راه نمی دهند

یکی از دوستان بنده که الان به رحمت خدا واصل شده است،خیاطی اهل دل بود.بنده و ایشان مدتی خدمت آیت الله شبخ ذبیح الله ذبیحی قوچانی می رفتیم.دوست ما می گفت:من ذکر یونسیه را یک سال ادامه دادم.ذکر یونسیه در سجده با اذن استاد صاحب نفس،بسیار سازنده است،بسیار کامل کننده است،ایشان اذن داشتند،ختم مشخص را یک سال تمام ادامه داده بود.

گفت:بعد از یک سال،شب آخر،چهارده معصوم را در خواب دیدم.در یک اتاق تشریف داشتند و من می خواستم بروم در آن اتاق،ولی راهم نمی دادند.دربانانی بودند که مرا راه نمی دادند.یک سال ذکر یونسیه گفتم،محصولش یک شب خواب شد.چهارده معصوم علیهم السلام را از بیرون اتاق زیارت کردم؛دربان ها راه ندادند داخل اتاق شوم.

صبح آمدم حجره،خدمت آیت الله شیخ ذبیح الله.در زدم،فرمودند:بفرمایید!تا در را باز کردم دیدم چشمانشان اشک آلود است.معلوم بود که در حال مناجات بود.همین که وارد شدم سلام دادم.بعد از جواب سلام فرمودند:بله آقاجان! راه نمی دهند!بله آقا جان راه نمی دهند،به این آسانی راه نمی دهند.

من هر وقت یاد این جمله می افتم جگرم آتش می گیرد؛چون می دانم خیلی سخت راه می دهند.وقتی سالک به سوی خدا حرکت می کند،اول با جمال خدا حرکت می کند،با جاذبه های الهی حرکت می کند. چندین منزل که طی کرد،به مقامی می رسد که پرده های جلال آویخته است.عبور از پرده های جلال برای هر کس میسر نیست.پرده داران همان جا هستند،حاجبان خدا همان جا هستند،و افراد قلیلی می توانند راه بیابند.

انسان وقتی راه می افتد اول چراغ های سبز روشن می شود.کسانی به سوی خدا راه می افتند که قبله جانشان خدا باشد.همان طوری که بدن ما قبله ای به نام کعبه دارد،روح ما هم قبله ای به نام خود خدا دارد.قبله بدن،کعبه است.اما قبله جان،خود ذات الله جل جلاله است.از الله تعالی یک پله پایین بیایی،مظهر اتم خدا، امام عصر علیه السلام است.

کسانی که به سوی بهشت حرکت کرده اند رو به خدا نیستند.کسانی که برای ثواب عبادت می کنندرو به خدا نیستند.کسانی رو به خداهستند و روح و جانشان رو به قبله است که عاشق خدا شده اند.این ها که رو به خدا راه می افتند؛اول چراغ های سبز جمال جلوی رویشان روشن می شود.مرتب می گوید:بیا!بیا!بیا!دروازه ها قبل از رفتن باز می شود،ولی وقتی انسان یک مقدار جلو تر رفت و به پرده های جلال رسید کار بر سالک سخت می شود.این جاست که باید زرنگی کرد و بر کشتی امام حسین علیه السلام سوار شد.زیر چتر ائمه علیهم السلام حرکت کرد.اگر امام حسین علیه السلام راه نداد،زیر چتر امام رضا علیه السلام برود که امام رئوف است.اگر ایشان راه ندادند،زیر چتر حضرت علی علیه السلام حرکت کند که ایشان امام المتقین است.بالاخره یک بهانه ای پیدا کند.اگر چهارده معصوم راه ندادند،در کشتی کوچک حضرت علی اصغر علیه السلام سوار شود؛بالاخره «در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد».

13-
هم نشینی با خدا

خداوند متعال به یکی از پیامبران گذشته وحی فرستاد:«مَن تَقَرَّب الیّ شِبرًا تَقرّبتُ الیه ذراعاً»؛ هر کس یک وجب به من نزدیک شود من به او یک ذراع نزدیک می شوم.

برادر خدا جو،خواهر عزیز و خدا جو،امیرالمؤمنین تورات و کتاب های آسمانی را ترخیص فرموده و به چهل حدیث قدسی خلاصه کرده است.در حقیقت از بین گلها گلچین کرده و نام آن کتاب را چهل حدیث قدسی نام گذاری فرموده است.حدیث فوق الذکر از آن کتاب است .به شما توصیّه می کنم کتاب فوق الذکر را حتماً تهیۀ کنید... .

امیدوارم رحمت واسعۀ خداوند،دست همۀ انسان ها را بگیرد،حتی پیروان ادیان دیگر را هم هدایت کند و در بهشت بین همگان آشتی برقرار شود و جهنم فقط خاص ائمة الکفر شود.باید همیشه بین غارت گر و غارت شونده فرق گذاشت.رهبران ادیان باطل با پیروان فرق دارند.آنها غارت گرند و پیروان،غارت شده.

در پایان این بخش توجه شما را به طوائف مقبولین خدا و طوائف مطرودین جلب می کنم:

14-
مقبولین و محبوبین در قرآن کریم

می فرماید:«وَاَحسِنوُا اِنَّ الله یُحِبُّ المُحسِنینَ»؛خدا نیکو کاران را دوست دارد.

می فرماید:«اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوابِینَ وَ یُحِبُّ المُتَطَهِرِینَ»؛خدا توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد.

می فرماید:«فَاِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَّقِین»؛خدا پرهیزگاران را دوست دارد.

می فرماید:«وَ اللهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ»؛خدا شکیبایان را دوست دارد.

می فرماید:«اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَوَکِّلینَ»؛خدا اهل توکل را دوست دارد.

15-
مطرودین در قرآن کریم

خدا در قرآن می فرماید:«وَ لاَ تَعتَدُّوا إِنَّ اللهَ لاَ یُحِبُّ المُعتَدِینَ»؛ستمگر نباشید که خدا ستمگاران را دوست ندارد.

می فرماید:«وَاللهُ لاَ یُحِبُّ الفَسَادَ»؛خداوند فساد را دوست ندارد.

می فرماید:«فَاِنَّ اللهَ لاَ یُحِبُّ الکَافِرِینَ»؛خدا کافران را دوست ندارد.

می فرماید:«وَ اللهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ»؛خداوند ظالمان رادوست ندارد.

می فرماید:«اِنَّ اللهَ لاَ یُحِبُ مَن کَانَ مُختَالاً فَخُوراً»؛خداوند انسان خود پسند متکبر را دوست ندارد.

16-
سخنی درباره ی عشق مجازی

عشق بر دو قسم است :حقیقی و مجازی . علاقه و محبت به خداوند متعال و نماینده خدا،امام زمان علیه السلام ، عشق حقیقی است. علاقه و محبت به دیگران را عشق مجازی گویند . عشق مجازی هم بر دو قسم است : صالح و فاسد .

عشق مجازی فاسد علاقه ای است که انسان به هم نوع خود پیدا می کند . واین بر اساس امیال نفسانی و اغراض فاسد حیوانی است .

درباره ی این عشق از امام صادق علیه السلام پرسیدند فرمود :«قُلُوبٌ خَلَت عَن ذِکرِ اللهِ فَاَذَاقَهَا اللهُ حُبَّ غَیرِهِ»؛دل هایی هستند که از یاد خدا خالی شده اند خداوند این دل ها را گرفتار محبت اغیار کرده است .

اما عشق مجازی صالح که بسیار کم اتفاق افتاده از امیال نفسانی خالی است.و این همان عشقی است که گاهی دامن گیر بعضی صلحا هم شده است.جملۀ معروف«المجاز قنطرة الحقیقه»در همین باره است.

بهترین شاهد،قصۀ شیخ رجبعلی خیاط است.که در آغاز سلوکش اتفاق افتاد.دختری پری چهره او را به خود دعوت کرده بود،ولی شیخ جوان پرهیزگار به خاطر خدا او را ترک کرد و گفت:ای خدا!من این را به خاطر شما ترک می کنم،تو هم مرا برای خودت تربیت کن.به دنبال این مناجات،عشق مجازی او به عشق حقیقی مبدل شد.و شیخ به مقامات بلندی نائل آمد.من از شما خواهش می کنم کتاب کیمیای محبت را که زندگانی مرحوم شیخ است بخوانید.